من هنوز منتظرم


تشنه ام تشنه اواز چکاوکها

دیر زمانیست در این وادی غمناک
که در ان کور دلان میرقصند
تشنه شادی و ولوله ام

دیر زمانیست که من
تشنه ام تشنه اواز چکاوکها
تشنه خنده اهو ها
تشنه سر زدن سرزده مهمانها
تشنه عشق بدون باید ها
همچو کبوتر لب حوض
که به تصویر قناری دلبسته است
که در ان قفس هرزه ظالم
دل به امید عدالت بسته است

که بیاید یک روز
و بگوید جرمت چیست
و بنالد با درد که فقط زیباییست
و عدالت کند اورا ازاد
و بیارد خشمی
و بر ان ظالم زندان بان
که بیا حالا ما
از برای ظالمی چون تو اتشی اوردیم
اتشی خشم الود از برای ان کس
که بجرم خوب بودن
میکند دیگری را ازار

تشنه ام تشنه زمزمه ای
که غمم بر گیرد

همچنان اما من باز , دلم میگیرد
از صدای ناله سکگها در شب
و خروش قمری ها
که برای یک ارزن نا قابل
به کسان ناکس ها
میبرند دست نیاز

تشنه ام من میفهمی ؟

شاید تشنه مرگ
شاید از سیرابی غم باید تشنگیم
شاید ابی شاید دستی
شاید که کند این دل من را شاد

زمزمه ای نیست در این شب که بگوید پایان یافت
که بگوید دگر ناله مظلوم نخواهم شنید
که بگوید نگرانی بکناری بگذار ای فرزند
که دراسرع وقتت صبح خواهد زد
که بگوید ظلم پایان یافت

من هنوز اما
منتظرم
شاید انروز بیاد دیر
اما من خواهم ماند
در کنار مقبره تاریکم
در گذار مرگ و هستی
به نظاره خواهم ماند

که بیاید یک شب
که در ان هیچ سگی ناله نکند
هیچ قمری مظلومی
نگران دانه فرزندش نشود
و دگر هیچ فقیری
از نداشتن خجالت نکشد

تشنه ام من میفهمی
انقدر تشنه قانونم من
که به هر جرم و جنایت دست زنم
تا که یک روز عدالت برسد
که در ان روز دگر من
برای غم حیوانات اشک نریزم
و برای شرمندگی یک پدر والا
از خود و خالق شکوه نکنم
من هنوز منتظرم من هنوز منتظر آمدنم


دل نوشته : ابوالفضــل فتحـــی


وبلاگ شخصی پرنده غریب

1 : به وبلاگ شخصی پرنده غریب خوش آمدیــــــــــد

2 : این وب داخلش شعر دلنوشته جملات زیبا و فلسفی و تجربیات شخصی و همه چیز پیدا میشه

3 : تا جای ممکن سعی کردم این وب سبک باشه تا راحت لود بشه