بهار ما خبر از زمستانمان نداده بود


برگردان یک نوشته قدیمی خودم

بهار ما خبر از زمستانمان نداده بود
در جهانی که همه روزش زمستان بود
گلی بیقرار بهار بود همیشه
غنچه نداده زوحشت زمستان خشکید
و کسی دایم خبر از بهار میداد
پس از غنچه بهار را چه حاصل از زایش
ما منتظر بهار بودیم برای غنچه
ما منتظر بهار بودیم برای غنچه


دل نوشته : ابوالفضــل فتحـــی


وبلاگ شخصی پرنده غریب

1 : به وبلاگ شخصی پرنده غریب خوش آمدیــــــــــد

2 : این وب داخلش شعر دلنوشته جملات زیبا و فلسفی و تجربیات شخصی و همه چیز پیدا میشه

3 : تا جای ممکن سعی کردم این وب سبک باشه تا راحت لود بشه