این روزها قناری به جرم خوش نفسی محبوس است


برگردان یک نوشته قدیمی خودم سال 92

این روزها پرنده را به جرم بال داشتن در قفس میکنند
این روزها قناری به جرم خوش نفسی محبوس است
این روزها خوب که باشی توی سرت میزنند
این روزها ساده که باشی ابله صدایت میکنند
این روزها برای اینکه بالا بروند تورا پایین میکشند
این روزها آزادگی مفهومش بندگی شده
این روزها خردمندی جرم شده زیبایی جرم دارد
این روزها جای آنکه چشمهارا بشویند زیبایان را میکشند
این روزها هرکه گل بخواهد اول انرا میچیند .... میکشد
این روزها عشق را باید در پنهان گفت و نفرت را بلند فریاد زد
این روزها با پروانه و سنجاق هنر میسازند
این روزها برای قربانی دادن گلوی دیگری را میبرند
این روزها مادر گرامیست زن را ناقص العقل مینامند
این روزها صلح را ننگ و جنگ را هنر میدانند
کسی از کودک پدر مرده معنی جنگ را نمیپرسد
کسی از گوسفند قربانی نمیپرسد آیا اماده ای برای مرگ
کسی نمیپرسد ای قناری آوازت از سرخوشیست ؟
کسی نمیپرسد ای نگارنده مکتوب ای پرنده آزادی ؟
این روزها هیچ کس دیگر هیچ چیز نمیپرسد
همه رمه هاییم درون گله سر خوش از دانایی چوپان
این روزها دیگر شبهایش زیباتر است روز مال گرگ هاست
این روزها پرنده بودن فقط پرواز کردن است راه که بروی خزنده ای
امــــــــان از دست این روزها امــــــــــان . . . .


دل نوشته : ابوالفضــل فتحـــی


وبلاگ شخصی پرنده غریب

1 : به وبلاگ شخصی پرنده غریب خوش آمدیــــــــــد

2 : این وب داخلش شعر دلنوشته جملات زیبا و فلسفی و تجربیات شخصی و همه چیز پیدا میشه

3 : تا جای ممکن سعی کردم این وب سبک باشه تا راحت لود بشه